سلام به همه دوستان عزیز و گرامی
امیدوارم که حال همه شما سروران گرامی خوب خوش و سلامت باشه
بعد یه مدتی تاخیر اومدم و به امید خدا میخوام مطالب ناب و زیبا و مفیدی رو
تهیه و د راین وبلاگ قرار بدم
با آرزوی بهترین ها برای همه عاشقان اهل بیت(ع)
نیا گل نرگس ، جهان كه جای تو نیست / دوصد ترانه به لبها ، یكی برای تو نیست
نیا گل نرگس كـه در زلال دلـی / هـزار آیـنـه نـقـش و یـكـی ز خـال تـو نـیـسـت
نیا گل نرگس ، تو را به خاك بقیع / كه شهر ما نه ، مهیای كـام های تو نیست
نیا گل نرگس ، نـیـا به دعـوت ما / هـزار نـامـه كـوفی ، یكـی بـرای تو نیست
نیا گل نرگس ، به آسمان سوگند / قسم به نام و نهادت ، ولی برای تو نیست
نیا گل نرگس ، ز رنجمان تو مكاه / كسی ز خلق و خلایق فدای راه تو نیست
نیا گل نرگس ، بـدان و آگاه بـاش / كه جـای سـجدهگه ما هنوز مال تو نیست
نیا گل نرگس ، به مادرت زهراء (س) / كسی برای شهادت به كربلای تو نیست
نیا گل نرگس ، سـقیفه هـا برپاست / ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست
نیا گل نرگس ، فـدا شـوی مولاء / برای عـصر عجیبی كه خـواستار تو نیست
نیا گل نرگس كه چون علی (ع) تنها / به صبح فجر ظهورت كسی كنار تو نیست
نیا گل نرگس ، به جان تشنه عشق / دعا دعای ظهور است ، ولی برای تو نیست
نیا گل نرگس به مجـلس نـدبـه / كه نـدبـه نـدبـه خـرقـه اسـت و پایگاه تو نیست
نیا گل نرگس ، دعـای عـهد كجاست؟ / نه! این نماز جماعت به اقتدای تو نیست
نیا گل نرگس ، كه حرف من «میعاد» / فقط بیان سرابی است كه انتظار تو نیست
سلام. شعری بود متفاوت از شاعر گرانقدر «مهدی قاسمی» كه بیانگر توخالی و پوج بودن خیلی از مسلمونیها و منتظر بودنها و ادعاهای ما (اول از همه خودم) هست. امیدوارم همه از همین الان سعی كنیم یكم نیتهامونو خالص كنیم.
برگرفته از یه وبلاگ مذهبی نظامی
چه انتظار عجیبی!
تو بین منتظران هم، عزیز من چه غریبی!
عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت
چه بی خیال نشستیم ،نه کوششی نه وفایی،
فقط نشسته ایم و گفتیم : خداکند که بیایی!
سلام .خسته نباشید دوستان .دوباره باز داره نیمه شعبان میاد قلب ها به تپش افتاده اند.خبر خوشی در راهه یه خبری که آسمان ها،کهکشان ها،تمام موجودات زنده روی زمین،تمام هستی،همه و همه از شنیدنش خوشحال میشن.دوباره روزی داره میرسه که منجی بشریت به دنیا آمده و جهان از قدوم مبارکش عطرآگین شده. خدایا به حق عزیز زهرا درسته که تولدوجشن تولد خوبه وهمیشه همراه با خوشحالی وسرور وشادمانی هست.
اما خداوندا این جشن تولد رو آخرین جشن تولدی قرار بده که بدون مولاوسرورمون آقا صاحب الزمان(عج) داریم جشن میگیریم.آمین یارب العالمین
سلام به همه عزیزان ایام به کامتان باشه.
اعیادشعبانیه بر همه شما سروران گرامی وعزیز مبارک باشه.
بازهم غروب جمعه،بازهم دلگیری وغم وغصه و....
غروب جمعه و اندوه و غمها غروب جمعه و چشمان به درها
نیامد صاحب دلها نیامد نیامد مهدی زهرا (عج) نیامد
بشر بحران زده امروز منتظر یک منجی است تا او را از بحران و پریشان حالی نجات دهد و به آرامشی مطلوب برساند. این آرامش را بشر خود از خویشتن دریغ کرده است و بشر خود به وجود آورنده این ناآرامی است که امروز دیگر از آن به تنگ آمده، ظهور منجی را انتظار میکشد و اما او خواهد آمد و جهان را نجات خواهد داد. او همین الان مهمان دلهای ماست و به ما وعده داده شده است.
ادامه مطلب را بخوانید.

نام: محمّد نام پدر: امام حسن عسكرى(ع) نام مادر: نرجس ( نرگس ) القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى
ادامه مطلب را بخوانید.
طرح انتظار ولايت 9
به نيت سلامتي وتعجيل در فرج امام زمان «روحي فداه»
براي تعجيل در امر فرج، بسيار دعا كنيد زيرا آن گشايش كار خودتان است. حضرت مهدي (عج)
از روز 13 رجب 1430 قمري ميلاد حضرت اميرالمومنين علي (ع)، مورخه 15/4/88 شروع و تا
روز ميلاد با سعادت حضرت امام رضا (ع)، مورخه 8/8/88 ادامه خواهد داشت. در اين طرح
روزانه 7 مرتبه دعاي « يا رَبَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ عَجِّلْ فَرَجَ آلِ
مُحَمَّدٍ» و 3 مرتبه دعاي « يا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ارْحَمْنى وَ اَجِرْنى
مِنَ النَّارِ» ، 5 مرتبه « اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَليکَ الْفَرَجْ » و 5 مرتبه « اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ » خوانده مي شود.
لطفاً ملبغ طرح باشيد، در صورت امكان، پس از مطالعه، تكثير و به ديگران واگذار نمائيد تا آنها هم در اين طرح معنوي شرکت داشته باشند.
اگر بخاطر هر مسئله اي وقفه ايجاد شد، لطفاً به احترام امام زمان (روحي فداه)، حتماً قضا نمائيد.(برگرفته از سایتwww.ALGHAEM.ir پايگاه خبري جهان تشيع )آیا خدا هست؟
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت
در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت
آنها به موضوع «خدا » رسیدند
آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد
مشتری پرسید :چرا؟
آرایشگر گفت : کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد
.اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟
بچه های بی سرپرست پیدا می شدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟
نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیز ها وجود داشته باشند
.مشتری لحظه ای فکر کرد،اما جوابی نداد؛چون نمی خواشت جروبحث کند
.آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت
.در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده
.....
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت
به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند
آرایشگر با تعجب گفت:چرا چنین حرفی می زنی؟
من این جا هستم،همین الان موهای تو را کوتاه کردم
.مشتری با اعتراض گفت : نه!!! آرایشگر ها وجود ندارند،
چون اگر وجود داشتند
هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد
.آرایشگر گفت : نه بابا ؛ آرایشگر ها وجود دارند،
موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند
.مشتری تایید کرد: دقیقا! نکته همین است
.خدا هم وجود دارد!
فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند
برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد
روزها و شبها میگزرند پشت سرهم .ایام هفته به سرعت میان و میرن . جمعه ها یکی پس از دیگری
ای وای خدا.همیشه این جمله معروف مرحوم آغاسی رو وقتی که به آخر هفته میرسم با خودم زمزمه میکنم
که میگفت: شاید این جمعه بیاید شاید
پرده از چهره گشاید شاید
بزرگان دین و احادیث و روایات معتبر همشون این رو میگن که مولا بین ما هست وشاید در روز چندین بار
با حضرت روبرو بشیم وتو مجالس تو عزاداری ها و خیلی جاهای دیگه آقا رو ببینیم،ولی به دلیل انبوه
گناهانمون،آقا رو نمی بینیم. چه کنیم خدا، چه کنیم
گفتم شبی به مهدی(عج) از تو نگاه خواهم
گفتا که من از تو ترک گناه خواهم
گفتم که روی ماهت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
دلبرم از پس این پرده غیبت به در آید![]()
![]()
من بقیةالله هستم
احمد بن اسحاق قمي مي گويد:
به حضور امام حسن عسکري (عليه السلام) رسيدم. مي خواستم از ايشان سؤال کنم که جانشين آن امام همام (عليه السلام) کيست؟
بدون اين که سؤال خود را بپرسم، حضرت (عليه السلام) خود فرمود:
اي احمد بن اسحاق! خداوند از زمان خلقت آدم (عليه السلام) تاکنون، زمين را از حجّت خويش خالي نگذاشته و تا قيامت نيز چنين خواهد بود تا به واسطه او بلا از اهل زمين دور ماند، و باران نازل شود، و زمين برکات خود را خارج کند.
عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! امام و خليفه بعد از شما کيست؟
آن گاه امام حسن عسکري (عليه السلام) از جا برخاست و وارد اتاق شد و در حالي که پسر بچّه اي را که حدود۴ سال بيش تر نداشت در آغوش گرفته، خارج شد، چهره آن طفل چون ماه شب چهارده مي درخشيد.
امام (عليه السلام) فرمود: اي احمد بن اسحاق! اگر نبود کرامتي که در نزد خدا و حجج الهي داشتي، فرزندم را به تو نشان نمي دادم. او هم نام و هم کنيه رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) است، و زمين را آن گاه که از ظلم و جور انباشته شده باشد، پر از عدل و داد مي کند.
اي احمد بن اسحاق! او در اين اُمّت مانند حضرت خضر (عليه السلام) و ذي القرنين مي باشد، خداوند او را از ديده ها غايب مي کند، و هيچ کس غير از آن ها که بر عقيده به امامت ثابتند و براي تعجيل در فرجش دعا مي کنند، از مهلکه غيبت او رهايي نمي يابند.
عرض کردم: مولا جان! آيا علامتي هست که قلبم به آن اطمينان پيدا کند؟
در اين هنگام، آن پسر بچه به زبان عربي فصيح گفت:
(من بقيّة الله در زمين، و انتقام گيرنده از دشمنان خدا هستم.)
-
پس از اين که به طور آشکار مشاهده کردي، علامتي را جست و جو مکن!
آن روز خوشحال و شاد از محضر امام (عليه السلام) خارج شدم. فردا دوباره به حضور امام (عليه السلام) شرفياب گرديدم و عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! از آنچه به من ارزاني فرمودي بسيار مسرور شدم، امّا آن سنّت جاريه اي که فرمودي از خضر (عليه السلام) و ذي القرنين در ايشان موجود است، چيست؟
امام (عليه السلام) فرمود: غيبت طولاني او است.
عرض کردم: مگر غيبت او بايد طولاني شود؟
فرمود: آري! قسم به خدا! آن قدر طولاني مي شود که اکثر آنهايي که قايل به وجود او خواهند بود از عقيده خود باز خواهند گشت، و جز آنهايي که خداوند از آن ها به ولايت ما پيمان گرفته است، و ايمان را در قلب هاي آنها تثبيت نموده و آن ها را به روحي از ناحيه خويش تأييد فرموده، کسي در اين اعتقاد باقي نمي ماند.
اي احمد بن اسحاق! اين امري است از امور الهي و سرّي است از اسرار خدا، و غيبي است از اخبار پنهان خدا. آنچه را که به تو رساندم، نگه دار و پنهان نما و از شاکرين باش و فرداي قيامت در اعلا علّيين در کنار ما باش!
سال نوتون مبارک باشه
. ان شاالله سال پربرکت و خوب و سرشار از لحظه های زیبا و قشنگ داشته باشین.![]()
امیداوارم که حال همگی شما عزیزان خوب و خوش و خرم باشه و در سال جدید موفقیت های بسیاری رو به دست بیارین و پله های ترقی رو یکی پس از دیگری پشت سر بزارین و برسین به آرزوهای خوبتون .![]()
من از صمیم قلب برای شما دوستان آرزوی موفقیت و کامیابی دارم .
من بعد از مدتی دوری برگشتم و میخوام توی این سال جدید مطالب بسیارخوب و دلچسبی رو ارائه بدم ودر این راه نظرات شما بهترین کمک و یاری به من میتونه ارائه بده .
همیشه این دعا سر زبونتون باشه . ان شاالله این سال رو خداوند کریم و رحیم و.......... سال ظهور یوسف زهرا قرار بده ..(( اللهم عجل لولیک الفرج)) ![]()
فعلا بای![]()
هنگامی که در حالت دعا قرار می گیرید به این موضوع ایمان داشته باشید که قدرت روحی شما تنها علت و سبب و تنها عامل نجات دهنده شماست و از صمیم قلب اطمینان حاصل کنید که با وجود آن هر غیر ممکنی ممکن و هر عملی میسر می شود. در وهله اول این جمله تاکیدی را همواره با خود تکرار کنید: روزی خواهد رسید که من به آرزوی خود برسم. آری روزی می رسد که من خوشبختی خود را بیابم " اما فراموش نکنید که خواست و آرزوی خود را به آینده و به بعد موکول نکنیم و آن چه می خواهیم در زمان حال از ضمیر باطن بخواهیم و به آسانی بدان جان ببخشیم و البته این در صورتی میسر است که به آن ایمان کامل داشته باشیم.
هنگامی که برای کسی دست دعا به سوی آسمان بلند می کنید او را در اعماق روح و ضمیر باطن خود بنشانید و او را با چهره ای شاد و روحی آزاد ببینید و از اینکه دعایتان مستجاب خواهد شد شکر گزاری کنید . هنگامی که با روح و اعتقاد روبه سوی خداوند می کنید با شناختی که از او دارید می دانید که آرزویتان را بر آورده خواهد کرد.
زیرا خداوند هرگز با شکست میانه ای ندارد . نه آن را می شناسد و نه آن را برای بندگانش می خواهد. بعنوان مثال اگر تصویر تندرستی عزیز بیمار خود را به ذهنتان بسپارید و تمامی دقت خود را بر روی بهبودی او متمرکز کنید خداوند نیز بر این تمرکز ذهن شما صحه خواهد گذاشت.
آخرین مرحله دعا شامل شناخت و قبول آن است و اعتقاد به این مسئله که حتما اجابت خواهد شد. اما این نکته را به خاطر داشته باشید که ما هرگز قادر به دیدن وجدان و ضمیر و اعتقادات باطنی خود نیستیم , اما می توان با قدرت ایمان به آرزوهای خود جامه عمل بپوشانیم و دعا ها را مستجاب کرد.
اما بیشتر اوقات این سوال به ذهنمان خطور می کند :" پس چرا دعاهایمان مستجاب نمی شود؟ پاسخ آن در سوال پنهان است. زیرا ترس و تردید در آن به خوبی روشن است . چنان به خداوند ایمان داشته باشید که در
کودکی خود را به مادر می سپردید و جز او کس دیگری را نمی شناختید و عشق او را با تمام و جود احساس می کردید هنگامی که در مورد استجابت دعاهایتان دچار شک می شوید ,
دقت خود را بر خواسته تان متمرکز کنید . پس از آنکه تمام ذهن و فکر خود را از این فکر و ایده انباشتید , پس از چندی شاهد رشد و شکوفایی آن خواهید شد


